Sevirəm yurdumun baharїn yazїn, gölündə nazlanan ördəyin qazїn, aşїğїn əlində sədəfli sazїn, ay aşїq gəl oxu ürəyim canїm, sevirəm mən səni azərbaycanїm. E

سقوط هواپیمای ایرانی در قره باغ
جایگاه زبان ترکی در سده پنجم هجری
عرب الفباسیندا فتحه نین یازما قایداسی
تبریز در سده های نخستین اسلامی
ارمنیان چه زمانی به قرهباغ آمدهاند؟
ادبیات آذربایجان در سدة 6 و 7 هجری
تفرقه افکنی قومی انگلستان در عصر قاجار
«آت» سوزویله باشلانان حیوان و بیتکی آدلاری
نمایه مختصری از مقالات آذربایجان شناسی در اینترنت
نشانی پست الکترونیکی برخی از ترک شناسان جهان
نقش انقلابیون قفقاز در انقلاب مشروطه
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
«خس و خاشاک» عبارتی است که یکی از نامزدهای انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری اخیر دربارة هواداران نامزدهای دیگر بکار برده و موجب بروز هیجانات و اعتراضات فراوانی شده به نحوی که حتی خود ایشان مجبور شده به نحوی حرف خود را اصلاح نماید. تردیدی نیست که استفاده از این عبارت سخیف برای گروهی از مردم، ریشه در تربیت خانوادگی و جناحی این فرد دارد چرا که هیچ فرد اصیل النسبی چنین بی ادبی وقیحانه ای را انجام نمی دهد؟ نباید فراموش کرد که حتی آیت الله خمینی نیز برای دشمنانش مانند شاه یا کارتر از عناوینی مانند «آقای شاه» و «آقای کارتر» استفاده می کرد.
پرسش این است که این عنوان از کجا پیدا شده و آیا چنین تصوری دربارة مخالفان ریشة تاریخی دارد یا اینکه اشتباه لفظی بوده است. بنده کوشش میکنم تا به عنوان یک دانش آموز تاریخ به این پرسش پاسخ دهم.
بنام خدا
نریمان حسن زاده
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
توضیح: درخبرها آمده بود که همایش ملی سرداران مشروطه در 17 خرداد در سالروز سرنگونی پرچمهای استبداد توسط ستارخان در تبریز برگزار خواهد شد. طبق مدارک مستدل و انکار ناپذیر تاریخی این اتفاق در 26 تیر رخ داده و نه در 17 خرداد. امر سخیف استفادة انتخاباتی و ابزاری از ستارخان کاملاً مشهود است آنهم توسط کسانی که تا دیروز ستارخان را «اسب دزد» می نامیدند و انتشار کتاب و عکس او را ممنوع می کردند. مقالة حاضر واقعیات تاریخی پیرامون این واقعه را بیشتر نمایان می سازد.
بنام خدا
اصول و قواعد اساسی زبان ترکی[1]
زبان ترکی یکی از زبانهای گروه زبانهای اورال – آلتاییک و از دسته زبانهای التصاقی (Agglutinative) است. در زبانهای التصاقی ریشة فعل بصورت ثابت باقی مانده و ضمایر و پسوندها به آن الصاق می شوند. بدین ترتیب در زبانهای التصاقی همواره می توان ریشه فعل را در حالات مختلف صرفی آن تشخیص داد. در اين زبانها، واحدهای زبانی هم در معنای قاموسی و هم معنای ساختمانی مؤثرند ولی نحوهی ساختمان آنها بسيار روشن است. اجزاء سازه نيز ثابت و مشخص است. در اين زبانها علاوه بر ريشهی کلمات که از يک يا چند هجا تشکيل میشود، ادات پيوندی نيز وجود دارد. در اين زبانها مادهی اصلی کلمات هميشه صورت واحدی دارد و اگر معانی ثانوی بدان افزوده شود، فرم اصلی آن کلمه تغيير نمیکند.
مردم آذربایجان از نظر نژاد و زبان متعلق به ترکان اوغوز هستند. آنان از مهمترين قبايل ترک بودند. ترکان غربی يعنی ساکنين شرق دريای خزر، ايران، ترکيه، آذربايجان، عراق و بالکان از قبايل اوغوز هستند. اقوام ترک با 29 لهجه سخن میگفتند که از اينان 22 لهجه دارای گرامر و ادبيات مستقل بود. مهمترین ویژگیهای زبان ترکی به این ترتیب هستند:
[1] . این مقاله از نوشته های آقایان محمدعلی فرزانه، تیمور پیرهاشمی و جواد هیئت اقتباس و تهیه شده است.
بنام خدا
جمیله صادقووا
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
یکی از دانشمندانی که مردم آذربایجان به دنیای دانش بخشیدهاند، دانشمند بزرگ سدهی 12 ابوالفضل حبیش بن ابراهیم بن محمد تفلیسی است. حبیش تفلیسی به عنوان منجمی با استعداد، پزشک، ادیب، لغت شناس، ریاضی دان و مهندس بیش از 30 اثر از خود بر جای نهاده که میتوان به «قانون ادب»، «لغت قوافی»، «کامل التعبیر» اشاره کرد. متأسفانه همهی آنها به دست ما نرسیده و آنها هم که شناخته شدهاند، موضوع پژوهش واقع نشدهاند. بخشی مربوط به تفلیس در زندگی و آثار حبیش و بخش سالهای مربوط به آذربایجان هنوز بر ما معلوم نیست. او در تفلیس زاده و بالیده شد. به نظر ما زمان آمدن او از تفلیس به قونیه به سالهای 550 یا 551/ 1155- 1156 م. مربوط میشود در همین سال قزل ارسلان دوم پسر مسعود سلجوقی (588-551) به حکومت رسید.
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
سرزمینهای قفقاز در اثر جنگهای ایران و روس و قراردادهای گلستان و ترکمنچای به روسیه واگذار گردیدند. روسها به محض تسلط بر قفقاز تمامی خطوط تاريخی و مرزی داخلی را تغيير دادند. در 1840 دو ايالت شرقی و غربی در قفقاز پديد آمد. ايالت گرجی به مرکزيت تفليس و ايالت کاسپی (خزر) به مرکزيت شماخی. در سال 1859م شاماخی در اثر زلزله ويران شد و مرکز ايالت به باکو انتقال يافت. طبق قانون 9 دسامبر 1867 قفقاز به 15 استان کوتائيس، تفليس، ايروان، گنجه و باکو تقسيم شد. اين اقدامات در جهت ادغام سريعتر قفقاز در قالب روسيه انجام میگرفت در اين راستا نامهای تاريخی شهرها تغيير يافت. مثلا شهر گنجه به مناسبت اين که در روز تولد ملکه اليزابت به دست روسها تسخير شده بود، به اليزابت پول تغيير نام داد. هم چنين روسها برای تضعيف دين اسلام، به ويران نمودن بناهای اسلامی يا تبديل آنها به فروشگاه، تبليغ دين مسيحيت و هم چنين مهاجرت و اسکان مسيحيان به ويژه ارمنيان در ميان مسلمانان دست زدند. مقامات روسی برای اجرای برنامههای خود و صدور فرمانهايي برای مردم مسلمان قفقاز، به مترجمانی نياز داشتن که هم زبان روسی را بلد باشند و هم به زبانهای شرقی (ترکی، فارسی و عربی) مسلط باشند.
سه نفر از بهترين مترجمانی که برای مقامات روسی در اين زمينه فعاليت میکردند. ميرزا آدی گوزهل بيگ، ميرزا فتحعلی خان آخوندزاده و عباسقلی بيگ باکيخانف بودند. ميرزا آدی گوزهل بيگ يک قرهباغی بود که کتاب «قرهباغ نامه» را در بارهی تاريخ قرهباغ نوشته است. عباسقلی بيگ باکيخانف از يک خانوادهی اشرافی باکو و نويسندهی کتاب پر ارج «گلستان ارم» دربارهی تاريخ منطقه شروان میباشد. ميرزا فتحعلی خان آخوندزاده در نوخا (شکی) متولد شده ولی پدرش از خامنه بود و پدر بزرگش از رشت.
بنام خدا
سیدآقا عون اللهی
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
از آنجا که اطلاعات لازم دربارهی طبقات متفاوت ساکن تبریز در دسترس نیست، پژوهشگران برای تعیین طبقات و ارتباط آنها و موقعیت اجتماعیشان با دشواری مواجه هستند. با این حال میتوان با دسته بندی و اطلاعات موجود در منابع به نتایج معینی دست یافت. آنچنان که معلوم است در سدههای 9 تا 11م روابط ارباب – رعیتی در آذربایجان رشد کرده و تمایل برای تحکیم پایههای انتقال در میان زمینداران رشد یافت. با اینحال از سدهی 12 و اوائل سدهی 13م رشد روابط فئودالی در آذربایجان مشاهده میشود. پایهی اساسی زمین در اختیار زمینداران بزرگ بوده و مساحت زمینهای دولتی و ملکی بسیار گسترش مییابد. در نتیجه استثمار اربابی رفته رفته در این سرزمین افزایش یافت. بیتردید این وضعیت در حیات شهر نیز انعکاس مییافت. رشد مناسبات پول- کالا و افزایش حرص ثروتمندان تنگ چشم، موجب افزایش انواع مالیاتها بر مردم شهر میشد. در چنین وضعی منافع ثروتمندان بزرگ با منافع مأموران دولتی کاملاً هماهنگ بود.
در اوائل سدهی 13م با هجوم مغولان به آذربایجان، حیات اقتصادی در این سرزمین به حال مرگ درآمد و شهرها به ویرانه تبدیل شد. همچنان که رشیدالدین نوشته
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
لشکرکشیهای فراوان و خونين نادرشاه به آذربايجان و قفقاز، نارضايتی مردم را سبب شده بود. با مرگ نادرشاه در 20 ژوئن 1747م/ 1160ق، اين امکان برای ابراز خواستههای جديد فراهم شد. پس از مرگ نادر نيز کشمکش ميان بازماندگان نادر و مدعيان سلطنت آغاز شد. اين فرصت مناسب در قفقاز و آذربايجان به خوبی قدر شناخته شد. در قرهباغ، شکی، باکو، دربند، قوبا و ايروان خان نشينهايي تأسيس شد. طريقهی تشکيل خان نشينها اين گونه بود که معمولاً يکی از رؤسای طوايف، با جمع آوری نيرو منطقهای را تصرف و خود را خان آن منطقه میناميد. مهمترين خان نشين قفقاز قرهباغ بود. بنيان گذار اين خان نشين، پناه علی بيگ جوانشير از طايفهی ساريجانی بود. پناه علی بيگ با استفاده از خلاء ناشی از مرگ نادرشاه، قدرتی به هم رسانده و عشاير و طوايف قرهباغ را متحد کرد.
خان نشينهای ايجاد شده که سخت در پی استقلال خود بودند، به زودی با يکديگر درگير شدند. هر يک از آنان تمايل داشتند قدرت و استقلال خود را اعمال نمايند و چون در بيشتر موارد خط مرزی ميان آنان تعريف نشده بود و اساساً چنين شيوهای پيشتر تجربه نشده بود، اختلاف ميان آنان امری محتوم بود. به طور کلی تأسيس خان نشين قره باغ در قسمت اعظم ارّان پيشين، به منزلهی پايانی بود بر نام ارّان.
بنام خدا
طیبه علی اصغرووا
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
میرزا ابوتراب وزیروف یکی از نخستین دانشمندان آذربایجانی است که در روسیه زندگی کرده و به تدریس و پژوهش زبانهای شرقی مشغول بود. زندگی و آثار وزیروف به نیمهی دوم سدهی 18 و ربع نخست سدهی 19 مربوط است. زندگی و فعالیت علمی او تاکنون ناآشنا مانده و میتوان گفت که در ادبیات علمی اطلاعی در خصوص وی داده نشده است. بنا به مدارک جزئی که در سالهای اخیر از آرشیو گرد آوردیم، امکان میدهد تا اطلاعات زیر را بیان کنیم.
بنام خدا
محمد امین رسول زاده
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
به گفتهی فردوسی افراسياب قطعهای زيبا از توران را به دامادش سياوش داد. سرزمين آذربايجان حقيقتاً قطعهای از توران زمين زمانه است. اين آذربايجان نوين که در ممالک آلبانيای باستان، شيروان، آران و بردع تشکيل شده است، علاوه بر ثروت معدنی که بزرگترين نيروی زمانه است، زيبايي طبيعی را نيز دارا میباشد. مرحوم عباسقلی آقا نويسندهی تاريخ شيروان به اينجا نام «گلستان ارم» داده، فردوسی در بارهی بردع (باردا) میگويد:
خوشا ملک بردع و اقصــای وی
که اردی بهشت است هنگام دی
جايي که او از آن به نام «بردع و اقصای وی» نام میبرد در زمان کنونی ييلاقها و قشلاقهای قره باغ است که قسمت مهمی از ولايت گنجه را تشکيل میدهد. زند اوستا به اين جا نام «آرياتو ايجو» (بهشت آرياييان) داده است.
بنام خدا
سیدآقا عون اللهی
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
تبریز دارای محلههایی بود که در این محلات مردم بنا به موقعیت اجتماعی میزیستند و نام این محلات نیز با این مسئله ارتباط داشت. محلهی اعیان در مرکز شهر و محلات طبقات متوسط و فقیر در کنار شهر بود. این محلات عبارت بودند از:
ویجویه: رشید الدین نخستین بار آن را با نام «دروازهی ورجونهی تبریز» یا «ویجویه» یاد کرده است. محلهی ورجو که به صورت ویجویه نوشته شده، در شمال غرب شهر واقع شده و یکی از قدیمیترین محلات شهر است.
سنجران: نام دروازه یا محله. در قدیم محلهای در مرکز شهر بود. پیش از ساخته شدن حصار، غازان خان یکی از 10 دروازهی شهر بود.
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
زمانی که شيخ صفی الدين اردبيلی و جانشينانش فعاليت در عرصهی تشيّع را محور کارهای خود قرار داده و قدرت طلبی را نيز با آن همراه کردند بیترديد دوستان و دشمنانی يافتند. دوستانشان از ميان قبايلی ترک زبان مانند شاملو، استاجلو، تکه للو، روملو، ذوالقدر، افشار، قاجار، ارساق و صوفيان قره باغ بودند که پس از شيخ حيدر قزلباش ناميده شدند. دشمنانشان نيز ارباب حکومت آغ قويونلوها، شيروانشاهان و قره قويونلوها بودند. يکی از مناطقی که از آغاز در روند تبليغ اين خاندان قرار گرفت، ارّان بود. مردم شيعی مذهب قرهباغ بارها از قيام شيخ جنيد، شيخ حيدر و اسماعيل حمايت کردند ولی مردم شيروان يعنی آن سوی رود کور، مذهب تسنّن داشتند. سرانجام اسماعيل صفوی در سال 907 ق/ 1502 م در تبريز به نام شاه اسماعيل صفوی تاج گذاری کرد.[1]
در زمان تشکيل دولت صفوی، دو عامل اساسی پايه و اساس اين حکومت جديد را تشکيل میداد. 1. زبان ترکی 2. مذهب تشيّع
زبان ترکی به مثابه زبان هواداران دولت صفويه يعنی قزلباشان و مذهب تشيّع به عنوان چکيدهی تمامی اعتراضات و ميثاقهای خونين ضد حکومتی در زمان بنی اميه و بنی عباس اهميت فراوان داشتند. حاکمان صفوی قصد داشتند از اين دو عامل به عنوان ستونهايي برای تحکيم فرمانروايي خود استفاده کنند. بيش از هر جای ديگر اين دو عامل در آذربايجان وجود داشت. از اين رو تبريز پايتخت انتخاب شد و آذربايجان نيز جزء اصلی و هستهی مملکت بود. صفويان آذربايجان توجه ويژهای داشتند.
[1] . عالم آرای صفوی. به کوشش يدالله شکری. انتشارات اطلاعات. 1363. تهران
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
با آغاز پادشاهی سلسلهی ساسانيان، شاهپور اول ساسانی در سال 252 پ.م آتورپاتگان را به چنگ آورده و به آلبانی دست برد. مردم ايستادگی کردند ولی سرانجام آلبانی شکست خورد و به پادشاهی ساسانيان پيوست. در سنگ نبشتهی شاهپور اول بر کرسی کعبهی زرتشت، در فهرست امارات و ولايات شاهنشاهی ساسانی از آردان (آلبانی) در کنار آتورپاتگان و آرمنيا نام برده شده است. در کتيبهی ديگری از وی در نقش رستم که تاريخ آن 262 م است، از پيروزیهای بزرگ و فرمانروايي بر بسياری از جمله گرجستان، اران و بلاسکان به عنوان يکی از کوستهای تابع ايران با نام کوست کاپکوه ياد شده است.
در زمان شاهپور دوم (300-379م) آلبانی بسياری از سرزمينهايي را که پيشتر در تملک ارمنستان بودند هم چون اوتی، شکی، گيردمان و اکت تصرف کرد. در سال 371 م موشق سردار ارمنی به ياری والنتين رومی، سپاهيان ايران و آلبانی را شکست داده و آن سرزمينها را به چنگ آورد. در پی جنگی که ميان ايران و روم در گرفت، پيمانی در سال 387م منعقد شد که بر اساس اين پيمان، 75 درصد قلمرو ارمنستان به ايران و بقيه به روم اختصاص يافت. به اين ترتيب سرزمين گوگرگ و 12 ولايت از آرتساخ، 8 ايالت از اوتی (بخش شرقی گوگرگ) و پايتا کاران به آلبانی رسيد.
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
در زمان جنگهای ايرانیان و تازیان ويژه جنگ قادسيه، رستم فرخ زاد سپهسالار ايران و برادرش اسفنديار فرخ زاد سپهبد آتورپاتگان بود. پس از آن که رستم در جنگ با اعراب شکست خورد، سپاه تازيان به فرماندهی حذيفة بن يمان به آتورپاتگان حمله کرد. اسفنديار در اين زمان ساکن اردبيل پايتخت آتورپاتگان بود. ارّان نيز زير فرمان اسفنديار بود. حذيفه فرمان ولايت آتورپاتگان را از مغيرة بن شعبه والی کوفه دريافت کرده بود که او نيز گماردهی عمر بن خطّاب بود. اسفنديار با جنگجويان از شهرهای مختلف آتورپاتگان، به جنگ تازيان آمد. بزودی جنگ چند روزه و سختی رخ داد. سپس مرزبان از جانب همه اهل آتورپاتگان (که اينک آذربايجان ناميده میشد) با حذيفه صلح کرد.
بنام خدا
منبع: Sovet azərbaycan yazїçїlarї
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
حسین میکائیل اوغلو علیف. در سال 1916 در روستای اوت از محال گرمدوز آذربایجان ایران چشم به جهان گشود. پدرش را در کودکی از دست داد و مادرش زهره او را به قفقاز برد. آنان مدتی در روستای شرفخانلی منطقه آغدام در قره باغ ساکن شده و سپس به روستای دلی ممدلی رفتند. حسین در 7 سالگی به مزدوری پرداخته و احشام دیگران را می چراند. در 1927 شاگرد عاشیق موسی (برادرزاده عاشیق علعسگر) شد. عاشیق موسی رموز عاشیقی و ادبیات شفاهی مردمی آذربایجان را به حسین آموخت. حسین به اجرای برنامه در عروسی ها و مجالس پرداخت. او سرودن شعر را از 1934 آغاز کرد.
بنام خدا
پژوهش : ت.م.موسوی
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
پژوهشگران برای اسناد تاریخی همچون فرمانها و حکمهای حاکمان، فتح نامه، سینورنامه (سینور در زبان ترکی یعنی مرز و سینورنامه یعنی قرارداد مرزی. مترجم)، وقف نامه، قباله نامه، اجاره نامه، هبه نامه، وصیت نامه، عقدنامه و دیگر اسناد اهمیت ویژهای قائل هستند. این مسأله نیز با تشکیل علم تاریخ نویسی سدههای میانی در دربارها و وابستگی سیاسی و مادی وقایع نگاران به پادشاهان ارتباط دارد. وظیفهی چنین تاریخ نگارانی تعریف حکمران، تبیین ادعای حاکم مبنی بر حاکمیت مطلق، پنهان نمودن نقصانهای آنان، برائت آنان از جنایات و نشان دادن ستمهای آنان بصورت تدبیرهای مثبت بوده است. مسائل اقتصادی- اجتماعی، نقش مردم، موقعیت آنان در جمعیت، شرایط کارگران و روند حوادث تاریخی این تاریخ نگاران را برنمیانگیخت. درست به همین دلیل پژوهشگران واقعی برای تحلیل تاریخ سدههای میانی، باید به منابع دیگری همچون خاطرات سیاحان، نمایندگان خارجی، فرمانها و اسناد آن دوره مراجعه کنند. این شیوه برای درک تاریخ آذربایجان بسیار مهم است. ضرورت جستجو و یافتن فرمانها و اسناد مربوط به تاریخ آذربایجان در سدههای میانی، خواندن متن آنها و توضیح این اسناد در ارتباط با حوادث آن زمان از اینجا به میان میآید.
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
در سدهی هشتم زبان ترکی در نظم و نثر در جولان بود. قديمیترين آثار نوشته شده، به زبان ادبی ترکی آذربايجانی، مربوط به سدهی سيزدهم ميلادی/ هفتم قمری است. اولين اثر منظوم، از حسن اوغلو اسفراينی است که در پايان سدهی سيزدهم و آغاز سدهی چهارم ميلادی میزيست. او نخستين شاعر ترکی آذربايجانی است. حسن اوغلو از ترکان خراسان و نامش به فارسی پور حسن است. او به فارسی و ترکی شعر میسرود. اشعار او از آناتولی تا خوارزم ورد زبانها بود. سيف سرايي شاعر دربار مملوکان مصر و احمددای شاعر آناتولی بر غزل او نظيره نوشتهاند.
نصير باکويي يکی از نخستين شاعران ترکی آذربايجانی است که در اواخر سدهی سيزدهم ميلادی در باکو میزيست. او با غازان خان و اولجاتيو مغول معاصر بود. اولجايتو به باکو رفت و اهالی را از برخی مالياتها معاف کرد که نصير در اين باره مخمّسی سرود. نخستين شعر ادبی نيز در اين سده پديد آمد. محمد بن هندوشاه نخجوانی معروف به شمس منشی کتاب «صحاح الفرس» را که يک فرهنگ فارسی به ترکی است، به نگارش درآورد. کتاب صفوة الصفاء اثر ابن بزاز اردبيلی در شرح مقامات شيخ صفیالدين اردبيلی، از آثار ارزشمند اين دوره است. در اين سده همچنين شيخ صفیالدين اردبيلی (مرگ 713ق/ 1336م) کتابی ترکی و فارسی تحت عنوان «قارا مجموعه» يا «سيرالصوفيه» و يا «مقالات و مقامات» نوشته است.
بنام خدا
نریمان حسن زاده
ترجمه: پرویز زارع شاهمرسی
در 5 آگوست 1906فرمان شاه مبنی بر برقراری مشروطیت و برپایی مجلس صادر شد. ولیعهد مرتجع محمدعلی میرزا، قصد پنهان کردن پیروزی مشروطه خواهان تهران را داشت ولی مردم تبریز به واسطة نامهها خبردار شدند. این خبر از طرف انجمنهای مخفی در میان اهالی پخش شد و آنان را به خروش آورد.
در اوائل سپتامبر لایحة انتخابات و مجلس به تأیید شاه رسید ولی ادارات ارتجاعی دربار با ممانعت از تأیید این اساسنامه، برای لغو آن کوشیدند. اهالی تبریز برانگیخته شدند چرا که باخبر شدند ادارات درباری مانع ایجاد مشروطه شده و از امضای اساسنامة انتخابات مجلس توسط شاه ممانعت کردهاند. در تبریز نیز مانند تهران بازارها و مغازهها بسته شد. اعتصابات و تظاهرات آغاز گردید.
امپریالیستهای انگلیسی که برای استفاده از حرکات تبریز در جهت منافع استعماری خود میکوشیدند به واسطة زیردستان خود، فعالان جنبش را تحریک کردند تا در 16 سپتامبر در ساختمان کنسولگری انگلیس بست نشستند. ولی دیری نگذشت که تعداد نارضیان و بست نشینان چنان زیاد شد که ساختمان کنسولگری از عهده برنیامد و آنان در مسجد صمصام که در همسایگی کنسولگری بود، گرد آمدند. دانش آموزان و معلمان مدارس تبریز نیز همبستگی خود را با بست نشینان اعلام کردند.
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
در دورهی خلفای راشدين، حاکم آذربايجان بر ارّان نيز فرمان میراند. وظيفهی اصلی اين حاکمان در اين زمان، ادامهی فتوحات و نبرد با کافران بود. در زمان حکومت بنی اميه نيز يک نفر برای حکومت آذربايجان، ارّان و ارمنستان تعيين میشد. در پايان دولت اموی، مروان بن محمد بن مروان بن حکم عهدهدار اين مقام بود. پيوستگی ميان آذربايجان و ارّان از دو جهت سياسی و اقتصادی ادامه يافت. همهی فرمانروايان عرب که مأمور حکومت در اين مناطق میشوند، وظيفهی بزرگی به عنوان جلوگيری از هجوم اقوام صحراگرد از کوههای قفقاز داشتند. کار تدارک سپاه برای اين منظور و لزوم هماهنگی و نظارت بر راهها میطلبيد که اين هر دو حاکمی يگانه داشته باشند.
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
* این مقاله در شماره ۳۴۵روزنامه سرخاب دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷ چاپ شده است.
سدهی دهم هجری/ شانزدهم ميلادی با حادثهی بزرگی در ايران همراه بود. در سال 907ق/ 1502م اسماعيل صفوی از خاندان شيخ صفی الدين اردبيلی، پس از 12 سال تلاش و از ميان بردن 50 حاکميت محلی، سرانجام در تبريز تاجگذاری کرد. او با محور قرار دادن مذهب تشيع، حکومتی يکپارچه و متمرکز ايجاد کرد.[1]
شاه اسماعيل به دو نکتهی اساسی توجه داشت: يکی مذهب تشيع و ديگری زبان ترکی. اولی پايه و اساس قدرت گيری خاندان صفويه بود و دومی عامل بسيج هواداران صفويه. در سپاهی که شاه اسماعيل برای اجرای اهدافش گردآورده بود، قبايل ترکی چون شاملو، استاجلو، تکه للو، روملو، افشار، ذوالقدر، قاجار و ارساق شرکت داشتند. اين قبايل در زمان شيخ حيدر پدر شاه اسماعيل، با نام قزلباشان معروف شدند. شيخ حيدر به هوادارانش دستور داده بود که کلاه سرخ رنگی دوازده تَرک به نشانهی 12 امام بر سر بگذارند.
[1] . برای آگاهی از چگونگی تشکيل حکومت صفوی ن.ک:
- عالم آرای صفوی. به کوشش يدالله شکری. انتشارات اطلاعات. تهران. 1373. صص57 و 58
- بن خواندمير، اميرمحمود. ايران در روزگار شاه اسماعيل و شاه طهماسب صفوی. به کوشش غلامرضا طباطبايي. نشر موقوفات دکتر محمود افشار يزدی. 1370. تهران. ص118
بنام خدا
پرویز زارع شاهمرسی
زمانی که مغولان به آذربايجان رسيدند، اتابک ازبک بر آنجا حاکم بود. اتابک با آنان مماشات کرد و مغولان گزندی به قلمرو او نرساندند. سلطان جلال الدين خوارزمشاه که مشغول نبرد با مغولان بود، برای جنگ با گرجيان راهی ارّان شد. در آن زمان اتابک در گنجه اقامت داشت. اتابک از گنجه گريخت و با شنيدن خبر ازدواج همسرش با سلطان جلال الدين درگذشت و عمر دولت اتابکان به پايان رسيد. ديری نپاييد که مغولان دوباره از راه رسيدند. مردم در برخی شهرها ايستادگی کردند و کشتار آغاز شد. ابن اثير میگويد:
«برخی از مغولان وارد آذربايجان و ارّان شدند و در مدتی کمتر از يک سال غارت و ويرانی بر جای نهادند و بسياری از مردم را نابود کردند و برخی نيز فرار کردند و جان خود را خلاص نمودند.»
بنام خدا
گرد آورنده:پرویز زارع شاهمرسی
آرالیق پیشیگی- ص.مر (Aralїgh pişiyi) اصطلاحی در بازی کودکانه. به کودکی اطلاق می شود که به هیچیک از دو طرف بازی متعلق نیست و در وسط می گردد.
آردی- ص. (Ardї) نفر دوم در بازی.
آردی دالیسی- ص. (Ardї dalїsї) نفر سوم در بازی.
آشیغی آلچی دورماق- اص. (Aşїğї alçї durmagh) شانس آوردن.
آشیغی توخان اوتورماق- اص. (Aşїğї toxan oturmagh) . شانس آوردن.
آشیق آتان- ا.فا. (Aşїgh atan) قاب باز. قاب انداز.
آشیق آتماق- مص. (Aşїgh atmagh) قاب بازی کردن. شرط بندی کردن.
آشیق- ا. (Aşїgh) قاب. قرقره. بجول. تختة کوچک که نخ بر دور آن میبندند. پوسیده. عمیق. سوراخ.استخوان چهارگوش در سردست چهارپایان. در آذربایجان معمولاً آن را صیقل داده و با آن بازی میکنند.